در خزان

روزی پاییز از این دیار کوچ خواهد کرد و آن روز من تو را دوباره خواهم دید

در خزان

خیال

بعضی از انسان ها
زیر لب می گویند:
که هنوز عشق و محبت زیباست،
و هنوز از نگه پنجره ها
زندگی می بارد
و ز دیوار دل آدمیان
مهر آویخته است،
و هنوز از پس هر چشم قشنگ
می توان روح صداقت را دید
می توان در سبد خاطره ها
شبنم عاطفه ریخت
و هنوز
در فراسوی سیاهی جاری است
چشمه یکرنگی
و هنوز
لفظ هر خاطره را
می توان زیبا دید
می توان پیدا کرد
مخمل سبز وفاداری را
ولی افسوس که من
هستم از این همه امید جدا
و برای من تنها و غریب
این همه شعر قشنگ
این همه قصه خوب
این همه نغمه جانبخش
خیالی ست تهی...


ناز
Tue 18 May 2010
8 PM
درحال بارگذاری..